همه چیز از زبان یک نسل Z

همه چیز از زبان یک نسل Z

«من یک نوجوانم و شما این متن را از زبان یک نفر از نسل z می‌خوانید.» اگر من سازندۀ انیمیشنی بودم که می‌بایست نزدیک‌ترین مواجهۀ خودم و خانواده‌ام را با اینترنت به تصویر بکشم شاید حاصل کارم می‌شد انیمیشن «میشل‌ها علیه ماشین‌ها»

ویژگی­های یک نوجوان نسل زد از زبان خودش

من و هم‌نسل‌هایم درون خودمان یک «کیتی میشل» داریم که شامل این ویژگی‌هاست:
  •  هیجان‌زده
  • معتقد به تبدیل کردن دنیا به جایی برای زیستن
  • دارای دیالوگ «جانم را بگیر ولی گوشی‌ام را نه»
  • مخاطب پروپاقرصِ فیلم‌های ضدسلیقه‌ی خانواده
  • به­ خاک­ و­خون­ کِشنده‌ی کلیشه‌های موجود در جامعه
  • حامل احساسات فراوانی از قبیل «این‌ها چرا من رو درک نمی‌کنند؟» یا «کِی بشه از این خونه یا مدرسه برم راحت شم؟»
  • دنبال­کنندۀ علاقۀ خود، نه حرف دیگران
  • عشقِ لباس‌های آویزان و گشاد
  • پررو قرنیه مشکی و…
فکر می‌کنم کافی باشد.

میشل علیه ماشین ها

یک نوجوان نسل z دقیقاً کیست؟

محققین بر اساس دوره و سن، ۴ نسل را تعریف کرده‌­اند که آخرینشان ماییم. ما را بومی دیجیتال نامیده‌­اند.
تعریف بومی دیجیتال: متولدین عصر تکنولوژی یا بازه‌ی ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ در این گروه می‌گنجند.


خصوصیات نسل بومی دیجیتال:


ما اساساً از کلیشه‌ها می‌گریزیم و دوست نداریم ویژگی‌های محدودی را تعمیم به عام دهیم، اما به ­طور کلی ویژگی‌هایی را به ما نسبت می‌دهند:
  • غالباً واقع ­بینیم و در زندگی بیش از هرچیز به ­دنبال حقیقتیم
  • احساسات برایمان محترمند
  • قدر تفاوت‌ها را می‌دانیم و دوست داریم ارزش‌هایمان را خودمان بسازیم، نه اینکه کسانی ارزش­های خودشان را به ما تحمیل کنند.
  • در کتاب‌ها به ما می‌گویند جست­وجوگران هویت، چون می­خواهیم دقیق‌ترین و منحصربه‌فردترین نسخه از خودمان را در این دنیا زندگی کنیم.
  • ما دنبال اثربخشی هستیم.
  • هدف داریم و برایش تلاش می‌کنیم
  • امید داریم با کوشش‌هایمان گوشه‌ای از این جهان بهبود می‌یابد

 

نسل اینترنت و دنیای دیجیتال

یک نوجوان امروزی از همان خردسالی با دنیای دیجیتال و غلبۀ ماشین­ها بر زندگی­­‌اش پا به این دنیا گذاشته­ است.
کاری به نظریه‌ها و کتاب‌های جامعه­ شناسی این و آن ندارم، ولی به نظرم همین برچسب نسل z به این خاطر روی جعبه‌های حمل بار ما خورد که نشان بدهد با زاده شدن و زیست ما، جهان قدیمی و الفبای سنت‌های فرسوده و خشکیده قرار بوده پایان پذیرد، دنیا آخر‌الزمان را تجربه کند و از دل تاریکی‌ها و وحشت‌های آخرالزمان، جهان جدیدی متولد شود.
آخرالزمانی که در آن دستِ ما به هیچ جایی بند نبوده و نیست. به­‌قول میشل‌ها: آخرالزمان ماشینی.

 

نسل زد
 

نیازی که در ما وجود دارد

  ما نیاز داشتیم یک نفر یا یک نهاد در همان کودکی که تازه در حال آنالیز و شناخت دنیا بودیم به ما بگوید در این آخر‌الزمان به کجا پناه ببریم و کدام دستگیره را بگیریم که با پیشروی روزافزون که چه عرض کنم لحظه‌افزون اطلاعات از پا نیفتیم؟ مایی که فضای مجازی برایمان ملموس‌تر از جهان حقیقی بوده و هست.

 

حقیقت نهفتۀ درون نسل Z یعنی ما:

 
توقع­های یک نوجوان را بشناسید
 ما را که بشناسید، توقع‌­هایمان را که بشناسید، بیشتر و بهتر با ما ارتباط برقرار می­کنید:
  • ما توقع داریم حین تلاش‌ها و بدوبدوهایمان موسیقی حماسی در پس‌زمینۀ حرکاتمان پخش شود.
  • یا یک‌جاهایی در نهایت هیجان، راه رفتنمان و فریادکشیدنمان اسلوموشن شود.
  • ما انتظار داریم در لحظه‌های اندوه و غم و یا وقتِ اشک‌ ریختنمان، علی­رضا قربانی بخواند: روزگار غریبی است نازنین!
  • ما تصویر ذهنی‌‌مان از چهرۀ خود را در واکنش به محرک‌های اطراف در قالب «میم‌ها» می­بینیم.
  • ما در خیال، ماهیچه‌های صورتمان جوری در حالت انقباض و استراحت می‌روند که هنگام خندیدن یا بغض کردن، «ایموجی» خنده و بغض شویم، هنگام ذوق کردن، چشم‌هایمان قلبی­شکل شود و وقت عصبانی شدن واقعاً سرخ شویم و از سرمان دود بیرون می­آید.
  • زیست در بازی­های کامپیوتری و دنیای دیجیتال
  

 

واقعیت این است که ما نسل «Z»ی­ها، در اقلیم بازی‌های کامپیوتری زیست می‌کنیم و هر سختی‌­ای را چالشی می­بینیم که اگر جان‌هایمان تمام نشود و در این مرحله به مرگ محکوم نشویم، مراحل بعدی برایمان آنلاک می‌شود.
ما همان نسل تنهایی هستیم که پشت قاب گوشی تا خرتناق در غم و غصه غرقیم، ولی جلوی دوربین لبخند می­زنیم.
رنگ به رخسار نداریم، ولی کنتراست عکس را طوری تنظیم می‌کنیم که خوش‌رنگ و دیدنی شویم.
ما کپشن‌نویس‌های ماهری هستیم، که بلند نیستیم احساساتمان را در دو بند تعریف کنیم.

 

اجبارهای بیرون از ما


ما درونمان یک کیتی میشل داریم و افراد و نهادهایی اجباری نیز مقابلمان:
  • پدری مقابلمان ایستاده و معتقد است با این جفنگیاتی که در گوشی داریم نمی‌توانیم آیندۀ مشقت‌بار خود و خانواده‌مان را تأمین کنیم.
  • با مادری مواجهیم که تمام خودش را صرف می‌کند بی‌نقص و کامل باشد و به این باور نمی‌رسد که شاید کافی­ست، هر چه که باشد کافی­ست.
  • با مدارسی مواجهیم که خلاف رشد تکنولوژی حرکت می‌کنند و هنوز سعی دارند از ما دکتر و مهندس بسازند.
 

در نبرد با همه­ چیز


هرکدام از ما یک مبارز است، ما هر روز داریم می‌جنگیم:
  • با دنیایی که به­ محض آمدنمان از هر نظر دگرگون شد.
  • با نسل‌های قبل از خودمان که ما را با هرچیزی در این عالم مقایسه می‌کنند و برچسب‌های مختلفی روی جمعیتمان می­زنند. ـ با نسل‌های بعد از خودمان.
  • حتی با اینترنت که حق آب و گل در آن داریم، چرا که بیشتر از خانواده و مدرسه برای تربیتمان وقت صرف کرده و انرژی گذاشته است. بله، با همین اینترنتی که دوستش داریم در نبردیم، و از آن خسته شده­ایم. با دیجیتالی که نیازش داریم، ولی دستانش را حلقه کرده دور گردنمان و دارد راه نفس کشیدنمان را می‌بندد.
  • ما در این آخرالزمان ماشینی نوجوانی عزیزی را تجربه می‌کنیم که باید برای زنده ماندن در میان توفان اطلاعات، سیلِ فجایع اقتصادی، زلزلۀ ایکس ­ریشتری رسانه‌ها و... تلاش کنیم.

نوجوانان نسل زد

 

سلاحی برای مهم­ترین نبرد

  • ما به­ عنوان یک نوجوان به جنگ‌افزار نیاز داشتیم و داریم، ولی از کودکی با دست‌های خالی جنگیدیم.
آن‌هایی که گوشی و کامپیوتر و اینترنت دستمان دادند این سلاح را فراموش کردند. شاید فکر می­کنید که لازم است مثل کیتی میشل گوشی‌هایمان را در یک تنگ آب بیندازیم و راحت شویم، ولی این تصور اشتباهی است.
این کار آخرالزمان ماشین‌ها را به پایان نمی‌رساند. حالا ماشین‌ها قدرتمندتر از این قصه‌ها شده­اند و حقیقت شاید تلخ، این است که ما واقعاً به اینترنت نیاز داریم.

 


پاسخ صحیح در زمان مناسب

  • جنگ­ افزار مناسب برای یک نوجوان امروزی چیست؟
پاسخ این است: سواد رسانه‌­ای.
  • سلاح ما باید از جنس رسانه و اطلاعات باشد.
در همین نبرد تن‌به‌­تن، سلاحی که در وهلۀ اول زره می­شود به تنمان که زنده بمانیم نامش را گذاشته­‌اند سواد رسانه‌ای.
لازم است مطلبی را ذکر کنم تا بعد نگویند ما که این سلاح را در اختیارتان قرار دادیم، شما استفاده نکردید. منظورم از سواد رسانه‌ای، یک کتاب نه‌­چندان قطور در سال دهم تحصیلی، چند جلسه کارگاه آقای فلانی و محتواهای پیج خانوم بهمانی که ارتباطات خوانده، نیست. این‌‌ها خوبند، لازمند، ولی کافی نیستند.
ما باید کار با سلاحمان را یاد بگیریم و شرط اول این است که وقتی از اندک­ سالگی تکنولوژی را با تمام حواسمان درک کردیم، این سلاح را هم زودتر به دست بگیریم، نه در ۱۶، ۱۷ سالگی.


 


نه به افراط و تفریط


 واقعیت این است که حال و روز زمانه مثل انیمیشن مذکور روی خطی پیش می‌رود که غالب آدم‌ها در مرزهای افراط و تفریط پیش می‌روند. بعضی‌ها اگر چند لحظه اتصال اینترنت را از دست بدهند حالشان مثل آن‌ مردمانِ انیمیشن میشل‌ها می­شود که بعد از تحریم اینترنت انگار جان‌ و جهانشان را گرفته بودند.
شوربختانه آن‌ها حاضر بودند در یک محفظۀ چند در چند تا ابد به فضا تبعید شوند، ولی علامت وای‌فای هنوز هم در کنج گوشی‌هایشان حرکات موزون داشته باشد.

برخی دیگر در این جهان هستند که هنوز فوبیای اینترنت دارند، مثل پدر خانوادۀ میشل که حتی در اوج اضطرار و احتیاج دست‌هایش می­لرزید برای فشردن کیبورد یا زبانش نمی‌چرخید برای گفتن اسم سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها.
 

نتیجۀ دل­خواه


چه بخواهیم چه نخواهیم اینترنت و رسانه حذف­شدنی نیست، ولی کیتی میشلِ درون ما، نوجوان نسل ‌Z رنجور از این حجم اطلاعات، می‌تواند آسوده‌تر و آرام‌تر و در آغوش خانواده، نه مقابلشان در این دنیا زندگی کند، اگر جنگ‌افزار قدرتمندی مثل «سواد رسانه‌ای» در دستان او و بزرگ‌تر‌ها باشد.